غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
340
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شتابد اولىتر بود و بوسيلهء نفايس اجناس و نقود بىحد و قياس شرف ملاقاتش دريابد بعد از تأكيد قواعد موانست و تشييد معاقد مجالست بحسن تدبير و لطف تقرير بنا را بر مصاهرت محكم توان ساخت و دخترى از حرمسراى خانيت جهت خلف صدق امير المؤمنين در حبالهء نكاح آورده رايات مباهات توان افراخت و شك نيست كه به اين سبب عرصهء ولايات زينت مشاركت گيرد و در سلك سلطنت و حشمت خلافت بتجديد سمت انتظام پذيرد سيلاب خوف و هراس اساس كرياس خليفه را چنان اندراس داده بود كه تميز حق از باطل و فرق ميان صدق و كذب به هيچ صورت و جهت نمىتوانست نمود و چون ظاهر اين كلمات بر تقدير موافقت مقدمات روى در صلاح داشت مستعصم ترك منازعت كرده زمام مرام بقبضهء اقتضاء ايام باز گذاشت و روز يكشنبه چهارم صفر سنهء سته و خمسين و ستمائه با دو پسر ابو بكر و عبد الرحمن و بسيارى از علويان و دانشمندان عزيمت ملاقات هلاكو خان كرد و ميان خوف و رجا از دروازهء دار السلام بيرون رفته روى بدرگاه دولتپناه آورد شعر آه من غربة به غير اياب * آه من حسرة على الاحباب چون بكرياس فلك مماس رسيدند خليفه و پسران و سه خادم را بار داده باقى موقوف گرديدند و هم در آن روز بعضى از مخصوصان خليفه بياساء ايلخان اختصاص يافتند و لشكر بحرجوش رعدخروش به قصد نهب و غارت بصوب بغداد شتافتند صورت كشش و حالات خونريزش به آن غايت انجاميد كه از خون كشتگان آب دجله رنگين گرديد و حقيقة زلزلة الساعة يوم القيام آن ساعت در دار السلام ظهور نمود و جواهر متكاثر و نقود نامعدود و اوانى زرين و سيمين و تنسوقات روم و مصر و چين و نفايس امتعه و اجناس كه بدست آن لشكر بىوهم و هراس افتاد بىحد و قياس بود و هلاكو خان در باب فنا و ابقاء خليفه دوران با ملازمان طريق مشورت مسلوك داشته آخر الامر همه بر قتل خليفه متفق گرديدند و مستعصم را در نمد پيچيده بر زمين ماليده بشدت صدمت بندهاء اعضاء او را از يكديگر جدا گردانيدند بيت ستم تنها نه بر چون او كسى رفت * درين پرده ازين بازى بسى رفت در تاريخ گزيده مسطور است كه در آن واقعه از متوطنان بغداد هشتصد هزار كس كشته گشت و تركى تايجونام در خانهاى چهل و چند طفل رضيع يافته نامهء حيات همه را درنوشت القصه شمع دولت عباسيان از اهتزار نسيم اقبال هلاكو خان بىنور ماند و زبان حال بحسن مقال آيهء انتقال سلطنت ايشانرا بر جهانيان خواند و بعد از اين واقعه كسى از ايشان لواء خلافت مرتفع نگردانيد و هلاكو خان در حل و عقد و قبض و بست امور ممالك ايران منتقل گرديد چنانچه مجملى از وقايع اوقات سلطنت او در جزو اول از جلد سيوم انتظام خواهد يافت و پرتو سعى و اهتمام بر تحرير احوال اولاد و احفاد او خواهد تافت و التوفيق من اللّه العلام و له الشكر و المنة لا تمام هذه الارقام و الصلاة و السلام على خير الانام و آله العظام و اصحابه الكرام الى قيام الساعة و ساعة القيام مثنوى شكر كز موهبت لم يزلى * وز مددكارى فيض ازلى شد سيم جزو ازين جلد تمام * سلك ذكر خلفا يافت نظام كه شود فيضرسان خامهء من * كه بانجام رسد